هه یه زمانی انقدربهش وابسته شده بودم که شبا بدون شنیدن صداش
خواب به چشمام نمیومد!انقدرعاشق قربون صدقه هاش شده بودم که هی
خودمو براش لوس میکردم! انقدر شیفته ی بوسه هایه پشت تلفنیش شده بودم
که به هر بهونه ای وتوهر موقعیتی وادارش میکردم که احساساتشو
اینطورابراز کنه
اما…حالا…دیگه خیلی وقته که شباموبافکربه گذشته واون شیطنتا وعشق
بازیامونوبه صبح میرسونم…ای خدا…

ما را در سایت SMGH23000 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: SMGH23000
بازدید: 149