دلنوشته...

خرید بک لینک

با چشمانت به ساحل سرد زمستان می روم

جایی که در کنارت آرام می گیرم

جایی که به وصالت نزدیک می گردم

جایی که از گرمای وجودت دلم قرص می گردد

تو را بین کدام صفحه زندگیم بگنجانم که به تحریر در نیامده غزل خداحافظی سر ندهی؟

با تو مأنوسم

از سردی دستانم گله مند مباش که دلهره خونم را خشکانده، دلم را لرزانده

با هر مژه بر هم زدنی، مد هوشم می گردانی

با هر لبخند، دل می ربایی و با هر بوسه، از من جان می ستانی

چون آفتاب بر سرزمینم تابیدی

به سان گل آفتابگردان، گردانم به رویت و نقصان به وقت نبونت

رسوایم و محتاج مهرت

تنم خاک بود، باران گشتی

ظلمت بود، مهتاب گشتی

تو قلبی که می تپی، نبضی که می زنی، همچون روح در مسلخ تنی

صدای قلبت شیواست

لبهایت مسیحا

SMGH23000...

ما را در سایت SMGH23000 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: SMGH23000 بازدید: 162 تاريخ: پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393 ساعت: 10:54

صفحه بندی